|
هری پاتر- دارن شان - دلتورا-جان کریستوفر-اُ این کالفر-آنتونی هوروویتس-فلیپ پولمن-آر ال استاین و ...
|
||||
سلام دوستان! برای اولین باره که این پستم متفاوته. حوصلم سر رفته بود، گفتم بیام بنویسم. حالا هرچی شد. میگن هرچی از دل برآید، خوش آید!! نمیدونم متوجه تغییرات شدین یا نه، ولی به هر حال می گم. چون دوست ندارم کسی رو منتظر بذارم. من تصمیم گرفتم یه تحولی تو وبم بدم. البته روند کلی وبلاگ هیچ تغییری نمیکنه. فقط شاید کار من راحت تر شه. اکثر وبلاگا فقط درباره یه چیز خاص مینویسن. مثلا همین هری پاتر! یکی نمیاد بگه بابا! به خدا هری پاتر تموم شد! بچه هاش هم اومدن سال اولی شدن. چرا وبتون فقط درباره هری پاتره؟؟البته یه احتمال میره که داستان ادامه داشته باشه. مثلا بعد ها، هری و پسرش، پسر ولدمورت رو اذیت کنن. جو گرفته دیگه...کاریش نمیشه کرد... همون طور که اون بالا گفتم، من اصلا خوشم نمیاد یکی رو منتظر بذارم. برای شروع بریم سراغ آنتونی هوروویتس، نویسنده داستانهای ترسناک. بیوگرافی آنتونی هوروویتس تو ادامه مطلبه. حتما بخونین یا اگه نمیخونین، سیوش کنین شاید یه روزی به درد خورد. این کار رو هم نمیکنین؟ نظر که میتونین بدین خب. و اما خود مطلب رو بچسب! اتوبوس شب رو ....................................................................................................................................... دو صفر هیچ ....................................................................................................................................... کلبه نحس ....................................................................................................................................... لایت مووز ....................................................................................................................................... دوربین قاتل ....................................................................................................................................... مردی با چهره زرد ....................................................................................................................................... مسافر
اصلا میگن هر چه بادا، باد! من معمولا وسط امتحانا وقتی دیگه میبینم هیچ امیدی به جلویی و پشت سری و از این جور چیزا نیست،(قبلا از مخ خودم صلب امید کردم
)میگفتم...هر وقت به اون موضوع های بالا امیدی ندارم، این جمله رو میگم: ولش کن بابا...هر چه بادا، باد...
این رمز موفقیت منه ![]()
. به قول اون طبلیغه: به شما هم توصیه میکن استفاده کنین!(اگه مفهوم نبود بگین تا بیشتر توضیح بدم.)
اگه هری بشه یکی از استادای هاگوارتز و ولدمورت هم یه بچه از یه جایی داشته باشه، این رابطه مثل رابطه اسنیپ با هری یا لوسیوس مالفوی با هری میشه! به جز اینکه هری پاتر و پسرش به این و اون کرم میریزن
. آخرش هم ساینزمون(پسر ولدمورت. ما که داستان گفتیم، بذار اسم هم داشته باشن دیگه. ![]()
) هری رو میکشه و و با دختر هرمیون ازدواج میکنه. همین طوری تا به آخر. هی بچه های ساینزمون بچه های هری رو میکشن، هی برعکس و با نسلهای هرمیون اینا وصلت میکنن. ![]()
![]()
رشته کلام از دستم در رفت.
یه نفر اومد نشست اینجا و مدت ها مزاحم شد و وقت با ارزش منو گزفت و منم مجبور شدم نوشتن رو متوقف کنم. تازه افتاده بودم رو دور نوشتن. آخه اصولا من دوست ندارم وقتی دارم چیزی مینویسم، یکی منو بپائه یا نیگام کنه. اخلاقمه دیگه. چی کار کنم؟؟![]()
![]()
برای همینه که زود میخوام تغییر وبم رو بگم. هیچی بابا! موضوعاتشه. یه نیگا به زیر اسم وبلاگ و موضوعات بزنین متوجه میشین. از این به بعد درباره این نویسنده ها هم مینویسم. البته، بیشتر هم خواهند شد.![]()
نیمه ی اول کتاب سایه مرگ، و آثار آنتونی هوروویتس رو همینجا دانلود کنین و نظر فراموش نشه:
.......................................................................................................................................
دانلود بخش اول کتاب سایه مرگ(۹ فصل اول)
![]()
![]()
.. کاری؟باری؟
ادامه مطلب فراموش نشه.
تا بعد...![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1387ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط محسن |
بازم سلام. بازم یه آپ دیگه. بازم چند دقیقه وقتتون میخواد تلف شه. بازم میخواید بخونین و نظر ندین...راستی! چرا میگن آپ؟؟منظور اینup؟ اگه میدونین بگین. همه اینا رو بی خیال...راستی، گفتم همه. یاد این موضوع افتادم. همه پُستام یه طرف، این پست و پست بعدی یه طرف دیگه! میخوام سعی کنم بترکونم. اون 4 فصل رو خوندین؟؟حال کردین؟ عجب چیزیه این دارن شان. هرچی بیشتر کتاباش رو...، نه...کتاباش نه...هر چی بیشتر فصل های کتاباش رو میخونم، بیشتر بهش علاقه مند میشم نمیدونم سید رو میشناسین یا نه. سید مهران...وبلاگش رو پاک کرده. اونم زیاد اهل خوندن نبود. تازه نیروی اهریمنی اش رو تموم کرده بود که پیشنهاد دادم نبرد باشیاطین رو بخونه. اولش قبول نکرد. چند بار دیگه که گفتم، بازم قبول نکرد. به زود کتابو بهش دادم گفتم بخون. گفتم حداقل چند صفحش رو بخون، شاید خوشت اومد. اولاش رو که خوند، جذب شد. این یکی از خاصیت های کتابه که مخاطب رو جذب میکنه و کنجکاویش رو تحریک میکنه تا بفهمه آخر کتاب چی میشه. همین مهرانی که اولش از کتاب خوشش نمیومد، کتاب فاجعه اسلاتر و بک( کتاب 3 و 4) رو در عرض یه نصفه روز تموم کرد. حالا از ما گفتن بود...ای بابا. نمیتونم. باید بخونینش. آخه مگه خوندنش کاری داره؟هر جلد 3500. نمیخواین 21 تمون پول بدین...دانلودش کنین. فیریه فیری(نمیدونم این دوتا کلمه رو گرفتین یا نه. منظورم ِFree Ok? خب...حالا ترکوندن چی بود...؟ یادتونه پست قبلی چی گفتم؟ گفتم سلام...آخرش هم گفتم تا بعد...ولی این دوتا ربطی نداره. چون من با وسطاش کار دارم...چی گفتم؟؟ فراموشم شد آها. میخواستم مجموعه دلتورا رو تایپ کنم و بذارم. درسته؟ حالا ما جدی نگرین...من تنم گرم بود یه چیزی گفتم...نفهمیم،جوونی کردم...جو منو گرفته بود،(الان یه تصویر باید از من نشون بدن که روی هوا تمرکز کردم من میخواستم این مجموعه رو تایپ کنم، چون فکر میکردم کسی تایپش نکرده. درستش هم همینه. ولی من مجموعه اسکن شدش رو پیدا کردم. ...... دانلود کتابهای در جستجوی دلتورا ....... جلد اول- جنگلهای سکوت جلد دوم- دریاچه اشک جلد سوم- شهر موش ها جلد چهارم- شن های روان![]()
واقعا عجب مخی داره این بشر. از همین جا، به همه اونایی که اهل خوندنن، پیشنهاد میکنم حتما مجموعه نبرد با شیاطین رو بخونن. باور کنین ضرر نداره.![]()
یه رکورد توپ زد!! میدونین چند صفحس؟ بک 373 و اسلاتر 359 صفحه...![]()
) ![]()
)
اونم خوبه دیگه. نه؟حس کتاب کاملا بهتون منتقل میشه. نه که فکر کنین نمیخواستم بنویسم ها...نه ![]()
یه فصلش رو کامل کردم که اینو دیدم. تازه، درکنار این سایه های دلتورا و اژدهایان دلتورا هم هست. تازه بعدش، نیروی اهریمنی اش...بعدش، وارکفت(Warcraft) نمیدونم میشناسین یا نه. و بعدش کتابای دیگس! حسابی نونتون تو روغنه! این پست رو با اولین مجموعه، یعنی درجست و جوی دلتورا شروع میکنم...دانلود کنین و دعام کنین ![]()
![]()
پسوورد کتابهای این مجموعه: wizardingworld
کاری؟باری؟
تا بعد...![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 10:50 قبل از ظهر توسط محسن |
سلامون علیکم. همین. البته نه کاملا همین ها. این برای شروع. دیگه نمیخوام اهوال پرسی کنم و بگم چه خبر و از این جورحرفها. حالا جدا از این مسائل، خوبین؟؟چه خبر؟ خوش می گذره؟ تابستونتون مبارک! چندصد سال به این ماه ها! بالاخره یه سفره ای پهنه و ما هم سرش نشستیم. چمیدونیم...ما که نمیدونیم!! تو پست قبلیم میخواستم عکسای نمایشگاه کتاب رو بذارم. خب نشد. چی کار کنم من؟؟؟نشد آپلودشون کنم. این داش عباس هم گیر داده... همین جا هم جا داره روز مادر و قهرمانی استقلال رو به همتون تبریک بگم. تو این پست میخوام درباره امیلی رودا و آثارش بنویسم. خوبه؟نظرتون چیه؟آخه همون طور که اون بالا می بینین، این بنده خدا هم جزو مضوع های مائه. خب. اولین کتاب: در جستجوی دلتورا (در 8 جلد ) نویسنده : جنیفر رو مشهور به امیلی رودا Rodda , Emily مترجم : محبوبه نجف خانی. تعداد صفحات هرجلد : تقریباً 160 صفحه. قیمت هر جلد : 1100 تومان. چاپ اول : 1382. اسامی کتاب ها به ترتیب : 1- جنگل های سکوت 2- دریاچه اشک 3- شهر موشها -4 شن های روان 5- کوهستان وحشت 6- هزارتوی هیولا 7- دره گمشدگان 8- بازگشت به دل. این نویسنده کتابهایی به نام سرزمین سایه های دلتورا و اژدهایان دلتورا را هم نوشته که ادامه ای برمجموعه ی در جستجوی دلتورا است. قسمتی از داستان : از زمان های بسیار دور انسان ها باور داشتندکه گوهردر درون خود برخی خواص پنهانی یا شاید جادویی دارد که آن را به سوی خود می کشد. هرچند که این باور ها پایه علمی ندارند، اما امروزه هنوز هم بسیاری از مردم جهان به خواص جادویی درمانی گوهرها اعتقاد دارند. ارباب سایه های اهریمنی نقشه کشیده است تا به سرزمین دلتورا حمله کند و مردمانش را به اسارت در اورد. تنها مانع او کمربند دلتوراست که هفت گوهربا نیروهای عجیب و مرموز دارد. ارباب سایه ها گوهر ها را ربوده و در سرتاسر قلمرو پادشاهی در مکان هایی ترسناک پنهان می کند. دو همسفر که هیچ شباهتی به هم ندارند از توی نقشه ای دستی مخفیانه به جستجوی پر مخاطره ای دست می زنند. آنهاکه مصمم هستند گوهرها را بیابند و سرزمینشان را از ظلم نجات دهند به سوی اولین مقصد به راه می افتند.... کتابای ارزون، باحال، خوب، قشنگ و ...خب چرا این کتابا رو نمیخرین؟؟نه توش جنگ و دعوا داره و نه خون و خونریزی. آخه یه نفر بود میگفت از این داستان های وحشیگرانه خوشش نمیاد. این که دیگه معمولیه! در آخر،می خوام کتابای الکتریکی دلتورا رو درست کنم. نظرتون چیه؟ از اولین کتاب شروع می کنم...عالیه نه؟؟پس شما این کتابا رو نخرین، از همین وبلاگ دانلودش کنین. خب؟؟ ادامه مطلب یادتون نره. کاری؟باری؟ تا بعد... ویرایش اضطراری: ۴ فصل اول کتاب سایه مرگ ، کتاب هفتم از سری دیموناتا:![]()
![]()
. ولی امروز براتون میذارم.
تو ادامه مطلب عکسا رو ببینین.
با اینکه ربطی نداره و هر دوتاش هم گذشته، ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازس!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامـــه مــــطـــلـــب
+ نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط محسن |